عنوان کامل پایان نامه :

 مطالعه تاثیر اندازه شرکت و کیفیت حاکمیت شرکتی بر افشای مطلوب در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار

قسمتی از متن پایان نامه :

2-3-3-  افشای اجباری

مطالعه ادبیات مالی و حسابداری نشان می دهد که موضوع افشای اطلاعات مالی در بازار های سرمایه همواره به عنوان یکی از مباحث اساسی و در عین حال پیچیده مطرح بوده می باشد. با ظهور فرضیه بازار کارای سرمایه، بیش از هرچیز توجه محافل دانشگاهی و حرفه ای به این نکته جلب گردید که در دسترس بودن اطلاعات کافی در بازار و انعکاس به موقع و سریع اطلاعات بر روی قیمت اوراق بهادار،ارتباط تنگاتنگی با کارایی بازار دارد. امروزه برای بسیاری از کشورها کارا بودن بازار از اهمیت خاصی برخوردار می باشد زیرا آثار نهایی کارایی بازار، تعیین عادلانه قیمت اوراق بهادار و در نتیجه تخصیص مطلوب وبهینه سرمایه خواهد بود. اغلب از سرمایه گذاران و سهامداران جزء به عنوان کانون توجه در نظام گزارشگری مالی نام برده می گردد.  این تاکید از آنجا ناشی می گردد که توسعه مستلزم گسترش فرهنگ جدید و نظام یافته سهامداری و سرمایه گذاری می باشد که ابزار اجرایی آن عموماً بازار های بورس اوراق بهادار می باشد.

این چنین توسعه ای عموماً با گسترش مالکیت عمومی در بین توده مردم و جذب سرمایه های کوچک و سرگردان تحقق می یابد. سرمایه گذاران جزء زمانی به مشارکت در سرمایه گذاری ها از طریق خرید اوراق بهادار تمایل نشان می دهند که نسبت به عملکرد بازارهای بورس اوراق بهادار یک اعتمادعمومی به وجود آمده باشد، این اعتماد زمانی حاصل می گردد که حقوق و منافع این طبقه بندی پیش روی سرمایه گذاران عمده که به دلیل دارا بودن حق کنترل و یا نفوذ قابل ملاحظه غالباً به انواع اطلاعات و ابزارهای تصمیم گیری دسترسی دارند طرفداری گردد. تحقیقات مختلف نشان داده می باشد در جوامعی که به این مهم توجه کافی مبذول گردیده نتیجه مطلوبی در توسعه بازار های سرمایه و تخصیص بهینه منابع حاصل شده می باشد (قسیم عثمانی وعباسی، 1386­) .

تقاضا برای افشای مالی به دلیل وجود عدم تقارن اطلاعاتی و تضاد نمایندگی بین مدیریت و سرمایه گذاران ایجاد می گردد. یکی از علت های افشای اجباری، پیامدهای برون سازمانی آن می باشد.

این پیامدها زمانی به دست می آید که ارزش اجتماعی و فردی اطلاعات متفاوت باشد. در چنین شرایطی،آن گروه از شرکت ها که به ارزیابی هزینه منفعت اطلاعات از جهت فردی می پردازند، از دید جامعه،اطلاعات را در سطح بهینه افشا نمی کنند. هیرشلیفر(1971) اظهار می کند که تحصیل اطلاعات فردی(محرمانه)برای اهداف سوداگرانه، از نظر جامعه بی فایده می باشد؛ زیرا چنین اطلاعاتی از طریق دادن مزایایی ( که بهایش پرداخت نشده می باشد) [1]به سرمایه گذاران، موضوع سوارکار مجانی [2]را مطرح می کند. پس، مقررات افشای الزامی می تواند تولید ناکافی یا بیش از حد اطلاعات را تنظیم کند تا مطلوب جامعه باشد(همان منبع).

عموماً از دو نظام متفاوت در ارتباط با افشای الزامی اطلاعات مالی نام برده می گردد. نظام اول افشاگری اطلاعات را از طریق وضع قوانین دقیق خاص شرکت ها اعمال و اداره می نماید. نمونه های این گونه شامل کشورهایی نظیر آلمان و انگلیس می باشد.  نظام دوم که نمونه بارز آن ایالات متحده آمریکا می باشد، افشای اطلاعات مالی و کنترل آن را اکثراً در اختیار حرفه حسابداری قرارداده می باشد اما نهادهای قانونی حق نظارت و کنترل نهایی را برای خود حفظ کرده اند. با وجود این اغلب جوامع مالی ودر طریقه تکامل بازار سرمایه کماکان بحث بر سر افشا ادامه دارد. محور اساسی این مباحث بر سر این می باشد که چه نوع اطلاعاتی، در چه حجمی، چگونه و در چه زمانی بایستی افشا گردد؟(­همان منبع)

[1] Uncompensated B

[1] Free-Rider Problem

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

[1] Voluntarial Disclosur

[1] Meek, Roberts, & Gray

enefits

[2] Free-Rider Problem

سوالات یا اهداف پایان نامه :

 سوالات پژوهش:

با در نظر داشتن مطالب اظهار شده در قسمت اظهار مساله و اهداف پژوهش سوالات زیر برای این تحـــقیق شکل می گیرد:

سوالات اصلی:

سوال اصلی 1: چه ارتباط ای  بین اندازه شرکت ها و سطح افشای شرکت­ها هست؟

سوال اصلی 2: ارتباط بین کیفیت حاکمیت شرکتی و سطح افشای شرکت­ها چیست؟

سوالات فرعی:

سوال فرعی1: آیا ارتباط معناداری بین نوع حسابرس و سطح افشای شرکت­ها هست؟

سوال فرعی2: آیا ارتباط معناداری بین بازده دارایی­ها و سطح افشای شرکت­ها هست؟

مطالعه تاثیر اندازه شرکت و کیفیت حاکمیت شرکتی بر افشای مطلوب در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار

پایان نامه - تز - رشته حسابداری