شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

عنوان کامل پایان نامه :

 مطالعه تاثیر اندازه شرکت و کیفیت حاکمیت شرکتی بر افشای مطلوب در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار

قسمتی از متن پایان نامه :

2-2-7- مدل های حاکمیت شرکتی

در هر کشور، ساختار حاکمیت شرکتی مشخصه یا عناصر تشیکل دهنده معینی دارد که از ساختار حاکمیت در سایر کشورها متمایز می باشد.  پژوهشگران سه مدل حاکمیت شرکتی شناسایی کردهاند که در بازارهای سرمایه توسعه یافته اند: مدل انگلیسی و آمریکایی، مدل آلمانی و مدل ژاپنی . مؤلفه های تشیکل دهنده هر مدل عبارت اند از: بازیگران کلیدی در محیط حاکمیت، الگوی مالکیت سهام در کشور تعیین شده، ترکیب هیأت مدیره، چارچوب قانونی، ملزومات افشا برای شرکتهای پیوسته به بورس، اقداماتی از شرکت که نیاز به تأیید سهامداران دارد و تعامل میان بازیگران کلیدی.  هدف از ارائه مطالب در این بخش، معرفی هر مدل، تشریح عناصرتشیکل دهنده هر یک از آنها و اظهار علت توسعه هر مدل در پاسخ به شرایط خاص هر کشور میباشد . انتخاب یک مدل و به کارگیری آن برای یک کشور معین به سادگی امکان پذیر نیست، زیرا این فرآیند پویاست و ساختار حاکمیت شرکتی در هر کشور در پاسخ به شرایط خاص همان کشور توسعه می یابد.

2-2-7-1- مدل انگلیسی و آمریکایی

در مدل انگلیسی و آمریکایی مالکیت سهم از آنِ افراد )به ویژه افراد وابسته به سازمان(  بوده و سرمایه گذاران وابسته به سازمان نیستند)به عنوان سهامدار بیرونی شناخته میشوند(، چارچوب قانونی به خوبی توسعه یافته و حقوق و مسئولیتهای سه بازیگر اصلی در آن یعنی مدیریت، هیأت مدیره و سهامداران، به خوبی تعریف شده می باشد . یک رویه نسبتاً ساده برای تعامل میان سهامداران و سازمان هست . بالا بردن یا ایجاد سرمایه از طریق فروش سهام،یک روش متداول در سازمان های موجود در انگلستان و آمر یکاست، زیرا آمریکا بزرگترین بازار سرمایه در دنیا بوده و بورس اوراق بهادار لندن در میان بزر گترین بازارهای بورس دردنیا )برحسب ارزش سرمایه در بازار(، دررده سوم قرار دارد)بازار بورس اوراق بهادار نیویورک (NYSE)( و توکیو در رده اول و دوم قرار دارد(. بین اهمیت فروش سهام و توسعه سیستم حاکمیت شرکتی در این مدل یک ارتباط علّی هست . آمر یکا دارای بزرگ ترین بازار سرمایه و نیز توسعه یافته ترین سیستم رأ ی گیری می باشد.  به علاوه، سرمایه گذاران سازمانی، تأثیر مهمی در بازار سرمایه و نیز حاکمیت شرکتی در انگلستان دارند.  بازیگران اصلی در مدل انگلستان و آمریکا شامل مدیریت، هیأت        مدیره، سهامداران )به ویژه سرمایه گذاران سازمانی(، نمایندگان دولت، بازارهای بورس اوراق بهادار، سازمان خودگردان و شرکتهای مشاورهای در زمینه حاکمیت شرکتی و رأی گیری به سازمانها یا سهامداران خدمت، می باشد. البته، سه بازیگر اصلی مدیریت، هیأت مدیره و سهامداران می باشند. آنها مثلث حاکمیت شرکتی را شکل میدهند، نمودارهای 1 و 2 مدل انگلیسی و آمریکایی را در تئوری و اقدام نشان میدهند. مدل انگلیسی و آمریکایی اقتصاد بازار آزاد با فرض جدایی مالکیت و کنترل در اغلب سازما نهای عمومی توسعه یافته می باشد . این فرق قانونی مهم یک هدف اجتماعی و کسب وکار ارزشمند را تحقق میبخشد: سرمایه گذاران در سرمایه مشارکت نموده و مدعی مالکیت در شرکت هستند، در حالی که عموماً از بدهی قانونی  مربوط به اقدامات شرکت پرهیز میکنند.

آنها کنترل امور شرکت را به مدیریت واگذار نموده و به مدیریت به عنوان نماینده های خود در سازمان، هزینه پرداخت می­کنند. هزینه ای بگونه جدایی مالکیت و کنترل، )هزینه های نمایندگی ( نامیده میشود. منافع سهامداران و مدیریت ممکن می باشد همیشه با هم منطبق نبوده و همزمان رخ ندهد. قوانین حاکم بر سازما نها در کشورها با بهره گیری از مدل انگلیسی و آمریکایی کوشش میکنند تا تضاد منافع در چنین مواردی را برطرف ساخته و بایکدیگر تطبیق دهند. آنها قواعد انتخاب هیأت مدیره توسط سرمایه گذاران را معین نموده و هیأت مدیره را به عنوان حافظ منافع سهامداران برای پایش مدیریت منصوب مینمایند. در انگلستان و آمریکا با گذشت زمان، مالکیت سهام از سهامداران سازمانی انتقال یافته می باشد. در سال 1990 ، سهامداران سازمانی تقریباً 61 درصد و سهامداران فردی 21 درصد از سهام شرکتهای انگلیسی را دارا بودند )در سال 1981 ، افراد 38 درصد سهام را دارا بودند(. در مدل حاکمیت شرکتی انگلیسی و آمریکایی )از دیدگاه تئوری)

سال 1990 ، 3/ 53 درصد سهام شرکتهای آمریکایی به مؤسسات تعلق داشته می باشد. افزایش مالکیت مؤسسات، موجب افزایش تأثیر آنها در جهت تسهیل در کسب منافع و تعامل آنها در فرآیند حاکمیت شرکتی گردید.  هیأت مدیره اغلب سازما نهایی که از مدل انگلیسی و آمریکایی پیروی میکنند،شامل افراد داخل و نیز خارج از سازمان هستند.  به افراد عضو هیأت مدیره که در استخدام سازما نها هستند، مدیر اجرایی و آنهایی که خارج از سازمان هستند مدیر غیراجرایی یا مستقل گفته میشود.  در شکل سنتی، مدیرعامل ( (CEO ) همان رئیس هیأت مدیره می باشد . در اغلب موارد این امر به علت تمرکز قدرت در دستان یک نفر، موجب سوء بهره گیری و عدم در نظر داشتن منافع سایر طرفهای درگیر و سهامداران بیرونی میشود. تا سال 1990 ، در 75 درصد از 500 شرکت بزرگ آمر یکا، مدیرعامل و رئیس هیأت مدیره یک نفر بوده اند.  در مقایسه با آمریکا، اکثریت اعضای هیأت مدیره در انگلستان را مدیران غیراجرایی تشکیل میدهند. در حال حاضر، تمایل قابل توجهی به بهره گیری از افراد خارج از سازمان در هیأت مدیره سازما نها در آمریکا و انگلستان دیده میشود . این افزایش تمایل، به علت افزایش سرمایه گذاری سازمانی 10 در این کشورها، الگوی مالکیت سهام، مقررات حکومتی بیشتر در آمریکا در مورد نیاز به رأی بعضی از سرمایه گذاران سازمانی، دستمزد بیش از حد مدیران اجرایی و غیره می باشد.  اندازه هیأت مدیره در آمریکا و انگلستان عموماً کوچکتر از اندازه هیأت مدیره در ژاپن و آلمان می باشد در آمریکا و انگلستان، مجموعه وسیعی از دستورالعمل – ها، قوانین و مقررات، روابط میان مدیریت، هیأت مدیره و سهامداران را مشخص می ‌کند.

سوالات یا اهداف پایان نامه :

 سوالات پژوهش:

با در نظر داشتن مطالب اظهار شده در قسمت اظهار مساله و اهداف پژوهش سوالات زیر برای این تحـــقیق شکل می گیرد:

سوالات اصلی:

سوال اصلی 1: چه ارتباط ای  بین اندازه شرکت ها و سطح افشای شرکت­ها هست؟

سوال اصلی 2: ارتباط بین کیفیت حاکمیت شرکتی و سطح افشای شرکت­ها چیست؟

سوالات فرعی:

سوال فرعی1: آیا ارتباط معناداری بین نوع حسابرس و سطح افشای شرکت­ها هست؟

سوال فرعی2: آیا ارتباط معناداری بین بازده دارایی­ها و سطح افشای شرکت­ها هست؟

مطالعه تاثیر اندازه شرکت و کیفیت حاکمیت شرکتی بر افشای مطلوب در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار

پایان نامه - تز - رشته حسابداری