مطالعه تاثیر اندازه شرکت و کیفیت حاکمیت شرکتی بر افشای مطلوب در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار

قسمتی از متن پایان نامه :

2-3-5- عدم تقارن اطلاعات و افشای داوطلبانه اطلاعات

هدف اصلی گزارشگری مالی سنتی، افشای اطلاعات مالی در قالب اصول عمومی پذیرفته شده حسابداری بوده می باشد. اما امروزه، بیشتر شرکت ها در کشور های توسعه یافته، داده های مالی را تحت یکی از دو مجموعه اصول پذیرفته شده حسابداری آمریکا و یا استانداردهای حسابداری بین المللی[1] گزارش می کنند. با وجود اهمیت جهانی هر دو مجموعه از نظر بازار سرمایه، هر دو گروه استانداردهای ذکر گردیده دارای نواقص عمده ای هستند. به عنوان نمونه، استانداردهای قراردادی[2]، آزادی اقدام بیشتری را برای مدیران فرآهم می سازدو آنها می توانند برای انعکاس یک رویداد، از روشهای حسابداری متنوعی بهره گیرند و این امر علاوه بر ایجاد امکان هموارسازی سود، قابلیت مقایسه اطلاعات مالی را کاهش می دهد. ضمنا، ماهیت فرایند گزارشگری مالی به این گونه می باشد که معمولا داده های گزارش شده، پایه و اساس مطمئنی برای پیش بینی عملکرد آتی شرکت ها نمی باشند و این امر منجر به کاهش اعتبار اطلاعات از دیدگاه سهامداران می گردد. گذشته از این، امروزه گزارشگری مالی بیشتر بر داده های کمی تمرکز داشته وکمتر به موضوعاتی مثل ریسک سرمایه گذاریهای و اثرات بلند مدت سرمایه گذاریها می پردازد. همچنین عوامل اصلی موثر بر ارزش شرکت همانند سرمایه انسانی[3]، ارتباطات با مشتریان، نوآوری، پژوهش و توسعه و شهرت شرکت در مدل حسابداری سنتی گزارش نمی گردد. در سالهای اخیر دو گروه از نظری پردازان و اقدام گرایان در راستای تشخیص نواقص موروثی گزارشگری سنتی گام برداشته و مدلهایی را برای افشای داوطلبانه اطلاعات، همانند مدل گزارشگری ارزش(PWC)، ارائه نموده اند. این چارچوب گزارشگری اطلاعات، گزارشگری مالی سنتی را تکمیل نموده و به سرمایه گذاران کمک می کند تا فعالیت های سودآور را بهتر تشخیص دهند. به هر حال گزارشگری داوطلبانه اطلاعات به عنوان بخشی از گزارشگری اطلاعات به بهره گیری کنندگان  برون سازمانی مورد قبول واقع شده می باشد. به گونه کلی، قابلیت های گزارشگری داوطلبانه اطلاعات تا حدودی منجر به کاهش عدم تقارن اطلاعات بین مدیریت و سرمایه گذاران می گردد که در نگاره2-1 این موضوع مورد مطالعه قرار گرفته می باشد(وکیلی فرد، 1388­)

شکاف ادراکی[1]، در صورتی هست مطلوبیت اطلاعات برای بازار سرمایه نسبت به شرکت، متفاوت درک گردد. شکاف قابل فهم بودن[2]، به این معنا می باشد که از دیدگاه شرکت کنندگان در روشهای متفاوتی  ارزیابی نمایند. شکاف اطلاعات[3]، به این معنا می باشد که از دیدگاه شرکت کنندگان در بازار، داده های اصلی عملکرد، به گونه کافی به آنها منتقل نشده می باشد. ضمنا، مدیریت بایستی اهداف تجاری خود را گزارش نماید تا سرمایه گذاران بتوانند تشخیص دهند که شرکت به اهاف پیش بینی شده، دست یافته می باشد یا خیر؟اگر این امر صورت نگیرد، شکاف گزارشگری[4] اتفاق می افتد. شکاف کیفیت[5] اظهار می کند که اطلاعات درمورد معیارهای کلیدی عملکرد، آن طوری که بایستی باشد، قابل اطمینان نیستند. نهایتا، شکاف ارزش[6]، عبارت می باشد از تفاوت بین ارزش بازار شرکت و تفکر مدیریت از چیزی که بایستی ارزش شرکت باشد. در واقع شکاف ارزش، اثر تجمعی همه شکاف ها را نشان می دهد و اندازه شکاف ارتباطی بین شرکت و بازار را عیان می سازد(وکیلی فرد،1388).

[1] Perception Gap

[2] Understanding Gap

[3] Information Gap

[4] Reporting Gap

[5] Quality Gap

[6] Value Gap

[1] International Accounting Standards(IAS)

[2] Conventional Standards

[3] Human Capital

سوالات یا اهداف پایان نامه :

 سوالات پژوهش:

با در نظر داشتن مطالب اظهار شده در قسمت اظهار مساله و اهداف پژوهش سوالات زیر برای این تحـــقیق شکل می گیرد:

سوالات اصلی:

سوال اصلی 1: چه ارتباط ای  بین اندازه شرکت ها و سطح افشای شرکت­ها هست؟

سوال اصلی 2: ارتباط بین کیفیت حاکمیت شرکتی و سطح افشای شرکت­ها چیست؟

سوالات فرعی:

سوال فرعی1: آیا ارتباط معناداری بین نوع حسابرس و سطح افشای شرکت­ها هست؟

سوال فرعی2: آیا ارتباط معناداری بین بازده دارایی­ها و سطح افشای شرکت­ها هست؟

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

مطالعه تاثیر اندازه شرکت و کیفیت حاکمیت شرکتی بر افشای مطلوب در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار

پایان نامه - تز - رشته حسابداری